العلامة المجلسي
720
حياة القلوب ( فارسي )
كرد ، بني إسرائيل هر بامداد وپسين به نزد أو مىرفتند وطعام به ايشان مىداد وبر موسى مىخنديد تا آنكه حق تعالى حكم زكات را بر حضرت موسى فرستاد كه از توانگران بني إسرائيل بگيرد . پس موسى به نزد قارون آمد وبا أو مصالحه كرد كه از هر هزار دينار بر يك دينار ، واز هر هزار درهم بر يك درهم ، واز هر هزار گوسفند بر يك گوسفند ، همچنين در ساير أموال . چون قارون به خانهء خود برگشت حساب كرد ديد مال بسيارى مىشود ، راضى نشد به دادن آن . پس بني إسرائيل را طلبيد وگفت : موسى هر چه گفت أطاعت أو كرديد ، اكنون مىخواهد أموال شما را بگيرد . بني إسرائيل گفتند : تو سيّد وبزرگ مائي ، هر چه مىگوئى ما أطاعت تو مىكنيم . گفت : امر مىكنم كه فلان فاحشة را بياوريد كه جعلى براي أو قرار دهيم كه نسبت زنا به موسى دهد تا بني إسرائيل دست از أو بردارند وما از أو راحت يابيم . پس آن زن زانيه را آوردند ، قارون هزار اشرفى براي أو قرار كرد - يا طشتى از طلا ، يا گفت : هر چه بطلبى به تو مىدهم - كه فردا در حضور بني إسرائيل موسى را به زنا متهم گردانى . چون روز ديگر شد قارون بني إسرائيل را جمع كرد وبه نزد موسى آمد وگفت : بني إسرائيل جمع شدهاند منتظرند كه بيرون آئى وايشان را امر ونهى كنى واحكام شريعت را براي ايشان بيان فرمائى . پس موسى عليه السّلام بيرون آمد وبر منبر رفت وخطبه خواند وايشان را موعظه كرد وفرمود : هر كه از شما دزدى مىكند دستش را مىبريم ، وهر كه فحش مىگويد أو را هشتاد تازيانه مىزنيم ، وهر كه زنا مىكند وزن ندارد أو را صد تازيانه مىزنيم ، وهر كه زن دارد وزنا مىكند أو را سنگسار مىكنيم تا بميرد . پس در اين وقت قارون گفت : هر چند تو باشى ؟ فرمود : هر چند من باشم .